تابستان 96

خیلی دیر به دیر مامی جونم وقت میکنه بیاد سایتم رو آپ کنه![]()
ولی خب اشکال نداره؛ مهم اینه که میاد![]()
خب ترم اول زبانم تمام شد و امروز چهارمین جلسه از ترم دوم( پاکت 1) رو باید برم![]()
کلی یاد گرفتم؛ الان می تونم اعضای بدن، حیوانات خونگی، خانواده، اسباب بازی ها و کلی چیز های دیگه رو بگم![]()
جمله هم میگم: به جز hello و how are you و از این جور جمله ها
یاد گرفتم هر وقت یه چیزی می خوام میگم:
give me the... please
مامی جونمم واسم ذوق میکنه؛ رنگها رو خوب بلد شدم
دایره، مربع و مثلث رو خوب بلد شدم
مثلا هر جا یکی از این شکل ها رو ببینم فوری میگم:its circle یا اسکوار یا ترای انگل![]()
بعضی وقتها هم یهویی یه چیزی میگم که مامی جونم میاد و میگه انیشتین منی دیگه بوووووووووسم![]()
مثلا اون روزی رفته بودیم خرید یو یه قفس پرنده دیدم؛ اومدم گفتم: its bird house
یا اون روزی یکی از مربی ها اومد سر کلاس ما و گفت: hello every body
فردا صبحش که از خواب پا شدم از مامی پرسیدم؛ every body یعنی چی؟
مامی هم اینجوری شد از این همه هوش و دقت من![]()
دیروز هم یهو برگشتم به آرسام گفتم:
little brother
سه هفته ای هم رفتم کلاس نقاشی![]()
عاااالی بود؛آخه این بار رفتم رنگ و رو غن روی بووووووووووووووووووم![]()
وااای که چقدر خوشحال بودم؛ سه تا تابلو کشیدم
اولین تابلوی من

این هم دومی

واین هم سومی

کلاس نقاشی؛ تولد سجاد جون![]()

آرسام شیطون منم هست![]()

با خانم مربی مون![]()

آخرین جلسه هم یه هدیه ی خوشگل از خانم مربی مون گرفتم
مرررررسی![]()
جلیقه ای که تنمه![]()


خب حالا بریم سراغ بقیه ی عکس های خوشگلم
کاردستی که واسه کلاس زبانم درست کردم؛ البته با کمک مامی![]()

این هم puppet من![]()

و یه کاردستی دیگه کلاس زبانم

تعطیلات عید فطر؛ باغ بابا جونم اینا![]()

اولین شبی که داداشیم راه افتاد![]()

منو کیک خوشگل مامی جونم![]()

باغ باباجونم؛ من و کلاه مادر بزرگ بابایی![]()

مامانی چقدر فدام شد![]()

یه روز دیگه؛ باغ بابا جونم![]()

واین هم کیک روز دخترم
هنر مامی جونمه![]()


یه روز جمعه![]()
من و داداشی![]()

بازی زیبای مورد علاقه ی من
خانوم دکتر آتریسا هستم![]()

دیروز به مامی جونم میگم: من و 10 سالگی بفرست دانشگاه؛ آخه زودتر می خوام دکتر شم دیگه![]()

من و یکی دیگه از هنر های مامی جونم![]()





تابستان 96
