آتلیه رفتن آتریسا جون(249 روزگی)
امروز صبح وقتی از خواب پا شدم اول صبحونه ام (حریره بادام و سیب) و خوردم ، بعدش مامانی به آتلیه زنگ زد و واسه بعد از ظهر هماهنگ کرد که من و ببره تا بقیه ی عکسهایی که باید اون روزی می گرفتم ولی حوصله نداشتم و امروز بگیرم
نیست که من امروز صبح زود بیدار شدم واسه همین مامانی گفتش که حالا که امروز وقت داریم بیا اول آتلیه خودم ازت چند تا عکس خوشگل بگیرم






مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



آتلیه رفتن آتریسا جون(249 روزگی)
