روز جمعه و بیرون رفتن من... و دیدن کفشدوزک واسه اولین بار
امروز دو سال و نیم ماهه شدم، مامی هر روز، هر ساعت؛ هر لحظه فدام میشه و میگه:مامان بمیره واسه شما که اینقدر شیرین زبون شدی و هر روز جمله های بیشتری رو میگی دیگه کامل حرف می زنم جمله های کامل میگم و بعضی وقت ها مامی و بابایی رو شگفت زده میکنم جدیدا ادای مامی رو هم درمیارم، مثلا وقتی یه چیزی رو میگم که خیلی واضح نیست مامی میگه چی؟چی؟ وااااای منم چند روزی میشه که ادای مامی رو درمیارم و میگم: چی؟ چی؟ از گوشه ی چشم هم به مامی نگاه میکنم و همین نگاهمون یکی میشه می زنم زیر خنده جدیدترین کاری که یاد گرفتم، عروسک هام و می برم دستشویی و میگم جیش کنین... بعد هم می شورمشون؛ مثلا واااای یه روز مامی منو برد توالت فر...
نویسنده :
آتریسا جون
17:38









