نه ماهگی آتریسا جون
امروز نه ماهه شدم، الان دومین بار میشه که من نه ماهه شدم یه بار تو شکم مامانیم یه بار هم الان
مامانی من رو خوابونده تا بتونه کارهاش و انجام بده و بتونه با کمک بابایی من و ببره حمام آخه امروز جمعه است روز تمیز شدن من
از کارهای جدیدی که انجام میدم این هستش که خودم رو از مامانی و بابایی می گیرم و یک متری رو راه میرم


مامانی هیچ وقت من و واسه راه رفتن توی روروک ام نمیذاره آخه میگه جدیدا دکترها میگن که بده و از رده خارج شده، منسوخ شده، یعنی روروک من همیشه تو حالت rest قرار داره واسه همین اصلا نمی دونم که روروک یه وسیله واسه راه رفتن فقط فکر میکنم که یه جور اسباب بازیه
جدیدا حرف نه نه نه ... رو خیلی به کار می برم
الان هم میخوام بخوابم دیگه تا وقتی بیدار شدم سرحال برم به حمام


همین الان از حمام بیرون اومدم و بابایی هم موهام و سشوار کشید و شونه کرد مرسی بابایی جونم


بعد از یه حمام خوب یه خواب خوب چقدر می چسبه






نه ماهگی آتریسا جون
