اولین دندونم که افتاد.........
تقریبا دو هفته ای بود که دندونم لق شده بود؛ خیلی نگرانش بودم![]()
همش از مامی سوال میکردم؛ نکنه یهو قورتش بدم![]()
تا اینکه چند شب پیش با داداشی داشتم بازی می کردم که یهویی انگشت داداشی خورد به دندونم و افتاد![]()
فوری به مامان جون و باباجون جونم زنگ زدم و بهشون گفتم که دندونم افتاد![]()
فرداش هم به دایی جون جونم گفتم![]()
بلافاصله بعد از افتادن دندونم
عکس هنری مامی از من![]()

بستنی خیلی خوبه، لثه رو سفت میکنه تا خون نیاد![]()


رفتم مهد و فرشته ی مهربونم هم وسایل السا رو که خیلی دوست داشتم
بهم هدیه داد![]()

این هم سورپرایز مامی جونم واسه من![]()


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین دندونم که افتاد......... 
