آتریسا جووون؛؛؛آتریسا جووون؛؛؛، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره
داداشیم؛ آرسام جون؛؛داداشیم؛ آرسام جون؛؛، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

پرنسس اردیبهشتی ما

حرف ها و حرکات جدید آتریسا جون

1393/3/10 16:25
نویسنده : آتریسا جون
1,645 بازدید
اشتراک گذاری

امروز صبح واسه اولین بار وقتی داشتم با عمو آرمان جونم بای بای می کردم یهویی گفتم بااااااااااای باااااااااای، مامی هم کلی برام ذوق کرد و به عمو گفت شنیدی آتریسا جون چی گفت و عمو هم دوباره به من گفتش که بگو بای بای و من یه بار دیگه گفتم و کلی واسم ذوق کردن ظهری هم دومین کلمه ی جدیدم رو گفتم: چند روزی هست که وقتی میرم سمت تابم مامی واسم می خونه و میگه تاب تاب تاب بازی واسه همین منم امروز یاد گرفتم و وقتی مامی داشت می خوند منم واسه خودم شروع کردم به خوندن و گفتم تااااااب تااااااااب و همون جا بود که مامی بابایی رو صدا کرد و واسش گفت که دارم شعر می خونم و باز بابایی من رو لوس کردسومین کلمه ای که امروز به زبون آوردم تقریبا 2 ساعت پیش بود که بابایی کلی واسم ذوق کرد و اومد به مامی که مشغول شستن لباس ها بود گفتش که آتریسا جون اومد توی اتاق و وقتی که دید من و عموش داریم بازی می کنیم یهویی کلی ذوق کرد و وقتی عروسک نی نی کوچولوش رو دید یهویی گفتش نی نی و بعدش مامی وقتی که داشت من و می خوابوند واسه مامان جونم اس ام اس کرد که امروز چه کلمه های جدیدی گفتم تا مامان جون و بابا جونم هم واسم ذوق کنن

 از دیشب هی میرم  سمت دمپایی مامی و هی مامی میگه نه بده، کثیفه، دهن نکنی ها ولی امروز وقتی مامی داشت ظرف ها رو می شست متوجه شد که من می خوام دمپایی هاش رو پا کنم نه اینکه دهنی کنمآخه چند روزی میشه که دمپایی هایی رو که مامان جونم توی سیسمونیم گذاشته بود مامی واسم آورده و بهم میگه پا کن من هم فوری می برمش سمت پا هام و اینجوری شد که من فهمیدم دمپایی واسه پا کردنه

این عکس ها رو هم مامی شکار کرده

مامی همش میگه آخه چرا دمپایی خودت رو نمی پوشی دوست داری پا تو کفش بزرگترت بکنی؟؟؟

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)