امروز من .... پنج شنبه 7 خرداد ماه 94
امروز صبح زودتر از هر روز بیدار شدم و اومدم به مامی سلام کردم... چند روزی میشه وقتی میام سلام میکنم، میگم: با دست چپ ... بعد میخندم و میگم: نه نه نه ... با دست راست... مامی هم کلی فدام میشه یاد گرفتم بعد از سلام کردن میگم: خوبی؟؟؟ فوری هم میگم: مرسی بعد از مامی میخوام دست و صورتم رو بشوره ... بعد هم میگم: تخم مرغ بده مامانی صبحونه م رو که خوردم به مامی گفتم: بریم پارک مامی هم لباس هامو تنم کرد تا بریم؛ بعد دید من هی ژشست میگیرم، گفتش که حیفم میاد عکس نگیرم خلاصه کلی عکس از من گرفت یه سورپرایز خوشگل دیگه از عمو یاقوت جونم میســــــــــــــــی عموی مهربوووووووووووو...
نویسنده :
آتریسا جون
17:35













