پرنسس اردیبهشتی ما

♥ آتریسا، دختر زیباروی ♥

((( خوش آمد گویی آتریسا جون )))

atrisa92.ir

آدرس سایت م

هدیه ی عمـــه زهرا جـــــــونم

میســــــــــی عمه

بـــوسبوسبـــوسبوس

هدر خوشگل سایتم رو خاله سمیرا جونم

آماده کرده

محبتمررررررررسی خاله جوووونممحبت

 

می بوسمتون بوس بوس

تریسا جو

       گالری عکس سایت عمویی مهربووونمن )))

تولد مامانی و شب یلدای زیبای ما

16آذر تولد مامانی بود و کلی خوش گذشت مامانی کیک مینیون آماده کرد، منم عاشقش بودم یلدای امسال هم که من تازه خوب شده بودم و داداشی هم همون روز مریض شده بود؛ مامانی چقدر اذیت شد باز هم یلدامون خوشگل شد مامی منه دیگه ...
26 دی 1396

کلاس های ترم پاییز و زمستون من

پیش که میرم خیلی هیجان داره، کلی چیزهای خوب یاد میگیرم بعضی از عکس ها رو الان میذارم واسه مراسم آخر ماه صفر رفتیم مسجد از مهد اومدم خسته م اولین نفری که ستاره هاش به 10 رسید خب منم دیگه جشن یلدا 96 مهد یاس من و داداشی گیفت یلدای ما کلاس آی مت کلاس زبانم آخرین کاردستی من واسه کلاس زبانم ...
26 دی 1396

پاییزی که گذشت

پاییزی که گذشت پر از ویروس و میکروب بود آخه هر روز منو مریض می کردن شاید هم واسه این بود که من امسال پیش میرم و هر روز از خونه میرم بیرون به هر حال مامی و بابایی رو خیلی اذیت کردیم آخه بعد از من نوبت داداشی جونمه دیگه کلاس زبان و آی متم هنوز هم ادامه داره و هر روز چیزهای بیشتر و بهتر یاد میگیرم کلی از عکس هام مونده که امروز میخوام بذارم کاردستی کلاس زبانمه باغ بابا جونم؛ چقدر دوست دارم از این sun flower ها هنوز هوا خوب بود، پارک می رفتیم اولین روزی که دارم خودم از این sharpner ام استفاده میکنم پازل مکعبی؛ خودم کن...
26 دی 1396

تولد بابایی جونم

جمعه تولد بابایی بود خیلی خوش گذشت کلی به مامانی کمک کردم بابایی جونم تولدت مبارک انشالله صد و بیست ساله بشی امسال اینو میخوندم و دست میزدم کیک تولد بابایی؛ هنر مامانی خودمه من و بابایی جونم من و داداشی جونم بابایی دوستت دارم سورپرایز بابایی واسه مامی جونم دیشب؛ یهویی ...
8 آبان 1396

پایان ترم اول آی مت و شروع ترم 2A و ترم جدید زبان

کلاس آی مت ما تو همین مهدی که میرم برگزار میشه و از این بابت واسه مامانی خیلی خوبه بریم عکس های کلاسم روببینیم جلسه ی آخر ، همراه با هدیه رویا جونم، مربی عزیزم امروز هم ترم دو شروع شد چند روزی بئد که دیگه دلم خیلی تنگ شده بود واسه رویا جون همش به مامانی میگفتم پس کی شروع میشه ترم جدید زبانم هم شروع شده با یه تیچر جدید، زهرا جون دوستش دارم کلی شعر انگلیسی یاد گرفتم .: آتریسا جووون؛؛؛ تا این لحظه ، 4 سال و 6 ماه و 4 روز سن دارد :. ...
8 آبان 1396

ماهی که گذشت و ورود من به پیش دبستانی

دلم واسه همه تنگ شده بود اومدم تا خاطراتم و عکس های خوشگلم رو بذارم ماشالله بزرگ شدم و کلی به مامانی کمک میکنم مثلا حواسم همیشه به داداشیم هست همه جا مراقبش هستم پارک بیرون میریم همش میگم: من خواهر بزرگ شم دیگه مامانی هم همش میگه: قربوووونت بشم الهــــی ژست من واسه عکس مامانی همش میگفت: شما که دو روز تو هفته آی مت داری، سه روز هم زبان پس پیش نرو ولی من صبح از خواب بیدار میشدم و میگفتم: مامانی حوصله م سر رفته... آخه من بزرگ شدم دیگه... منو ببر پیش؛ اینجوری شد که... اولین روزی که رفتم پیش دبستانی این هم عکس پرسنلی من واسه پیشم ...
8 آبان 1396

4 سال و 4 ماهه شدم

مامی جونم کلی به بابایی و به خودش و به من گفته که امروز رو یادمون نره؛ آخه امروز .: آتریسا جووون؛؛؛ تا این لحظه ، 4 سال و 4 ماه سن دارد :.  چند روزی بود که سرما خورده بودم، امروز بهترم ولی داداشی امروز تب کرده و کلی بیحاله و همش گریه میکنه اون روز حرف گوش ندادم و 4 تا بستنی تو یه روز خوردم؛ بعد خب مریض شدم دیگه وقتی آرسامی از من میگیره خیلی بده؛ آخه اون خیلی کوچیکه... هنوز نمی تونه فین کنه نمی تونه شیر بخوره و همش گریه میکنه پریروز کیف کلاس آی متم رسید؛ آوزردیم خونه تا مامی جونم اسمم رو روش بنویسه چند تا ازعکس های من سر کلاس آی مت( خانم مربی مون گرفته) پسر عمه ه...
4 شهريور 1396

میرم کلاس آی مت

امروز دومین جلسه ی کلاس آی مت بود خیلی خوب بود؛ دوستش دارم همش میگم: I Love mathemates بعدش میگم: یعنی من ریاضی رو دوست دارم امروز بعد از تمام شدن کلاس مرررسی مامی جونم مررررسی بابایی جونم مرررسی داداشیم ...
24 مرداد 1396

تابستان 96

خیلی دیر به دیر مامی جونم وقت میکنه بیاد سایتم رو آپ کنه ولی خب اشکال نداره؛ مهم اینه که میاد خب ترم اول زبانم تمام شد و امروز چهارمین جلسه از ترم دوم( پاکت 1) رو باید برم کلی یاد گرفتم؛ الان می تونم اعضای بدن، حیوانات خونگی، خانواده، اسباب بازی ها و کلی چیز های دیگه رو بگم جمله هم میگم: به جز hello و  how are you و از این جور جمله ها یاد گرفتم هر وقت یه چیزی می خوام میگم: give me the... please مامی جونمم واسم ذوق میکنه؛ رنگها رو خوب بلد شدم دایره، مربع و مثلث رو خوب بلد شدم مثلا هر جا یکی از این شکل ها رو ببینم فوری میگم:its circle یا اسکوار یا ترای انگل بعضی وقتها هم یهویی ی...
24 مرداد 1396

روز دختر مبارکمون باشه

مبارکمون باشه دوستون دارم عکس من؛ که مامی جونم واسه پروفایلش گذاشته کلی حرف جدید دارم، از کلاس زبانم، از کلاس نقاشی، از تءاتر بعدا میام میذارم همه رو ...
2 مرداد 1396