پرنسس اردیبهشتی ما

♥ آتریسا، دختر زیباروی ♥

((( خوش آمد گویی آتریسا جون )))

atrisa92.ir

آدرس سایت م

هدیه ی عمـــه زهرا جـــــــونم

میســــــــــی عمه

بـــوسبوسبـــوسبوس

هدر خوشگل سایتم رو خاله سمیرا جونم

آماده کرده

محبتمررررررررسی خاله جوووونممحبت

 

می بوسمتون بوس بوس

تریسا جو

       گالری عکس سایت عمویی مهربووونمن )))

روز دختر

یکشنبه ای که گذشت روز دختر بود و مامی جونمم من و سورپرایز کرد صبح کلاس داشتم؛ وقتی برگشتم یهویی مامی گفت اگه گفتی امروز چه روزیه؟؟؟ منم خیلی سریع حدس زدم که روز دختره اومدیم خونه و مامی جونم سورپرایزم کرد با ... شب هم یه جشن کوچولو داشتیم Happy Girls Day مررررررررررسی مامی ...
28 تير 1397

این روزهای من

بعد از تعطیل شدن مهد کلی شلوغ شده سرم اول از همه رفتم کلاس موسیقی و الان در حال آموزش ساز بلز هستم بعد کلاس اسکیت هم شروع شد، روزهای فرد میرم اسکیت روزهای زوج هم کلاس نقاشی دارم بعد ازظهر ها هم که هر روز زبان دارم الان خیلی بهتر می تونم جمله بگم و تا حدودی صحبت کنم دو تا مسافرت کوچولو داشتیم، مشهد و شمال اول از همه بریم عکس های مسافرت مشهد رو ببینیم داداشی بیدار شد باباقدرت چالیدره ، تله سیژ مشهد؛ خیلی خوش گذشت جاغرق خیلی خوشگل بود بابلسر عطاویچ؛ خوشم اومد منم؛ یهویی ...
28 تير 1397

من اومدم...

چقدر طولانی شد سلام سلام به همه ی دوستای خوبم کلی خاطره و عکس دارم که امروز می خوام بذارم تو سایتم اول بریم سراغ عکس های جا مونده؛ واسه عید نوروزی که گذشت خونه مامان جونم اینا بهبهان بابابزرگ مامانی منو خیلی دوست داره عکس های خوشگلی که خودم از خودم گرفتم روز پدر، خونه بابا جون اینا همون روز پلاژ بهبهان برگشتیم عکس های جشن نوروز مهد و عکس های نوروز آتلیه ای من من و داداشی ...
28 تير 1397

5 ساله شدم

5 ساله شدم امروز تولدم رو تو مهدم گرفتم، عااااااالی بود؛ خیلی خوش گذشت مررررررسی مامی، مرررررررسی بابایی مرسی خانم پسندیده عزیزم؛ مرسی گلنار جونم؛ مرسی سمیه جونم؛ مرسی رویا جونم؛ مرسی بطول جونم مامی چند تا عکس از امروز میذاره، بقیه رو بعدا میذاره امروز من و مهرسا جونم با بقیه ی دوستام ...
4 ارديبهشت 1397

پست پایانی سال 1396

سلام به همه ی دوستای گلم کم کم اسفند داره تمام میشه و فصل خوشگل بهار؛ فصل تولد من و داداشی جونم داره شروع میشه پس فردا میریم جنوب تا کلی خوش بگذرونیم امسال با قطار میریم؛ اون اتفاقایی که واسه هواپیما ها افتاد این روزها، واقعا من و ترسوند همش به بابایی و مامی جونم میگم: من از هواپیما خوشم نمیاد کلاس زبان هام رو میرم کلی Song خوشگل بلد شدم؛ تقریبا می تونم صحبت کنم و کلی برنامه های جدید رو هر روز میبینم و یاد میگیرم چهارشنبه ای که گذشت جشن نوروز مهدمون بود، کلی شعر خوندیم و خوش گذروندیم آخرین روز مهد 96 هم بود نقاشی کشیدنم خیلی خیلی پیشرفت کرده، کار با خمیربازی هام خیلی خوب شده، کار با قیچی هم خی...
26 اسفند 1396

تولد مامانی و شب یلدای زیبای ما

16آذر تولد مامانی بود و کلی خوش گذشت مامانی کیک مینیون آماده کرد، منم عاشقش بودم یلدای امسال هم که من تازه خوب شده بودم و داداشی هم همون روز مریض شده بود؛ مامانی چقدر اذیت شد باز هم یلدامون خوشگل شد مامی منه دیگه ...
26 دی 1396

کلاس های ترم پاییز و زمستون من

پیش که میرم خیلی هیجان داره، کلی چیزهای خوب یاد میگیرم بعضی از عکس ها رو الان میذارم واسه مراسم آخر ماه صفر رفتیم مسجد از مهد اومدم خسته م اولین نفری که ستاره هاش به 10 رسید خب منم دیگه جشن یلدا 96 مهد یاس من و داداشی گیفت یلدای ما کلاس آی مت کلاس زبانم آخرین کاردستی من واسه کلاس زبانم ...
26 دی 1396

پاییزی که گذشت

پاییزی که گذشت پر از ویروس و میکروب بود آخه هر روز منو مریض می کردن شاید هم واسه این بود که من امسال پیش میرم و هر روز از خونه میرم بیرون به هر حال مامی و بابایی رو خیلی اذیت کردیم آخه بعد از من نوبت داداشی جونمه دیگه کلاس زبان و آی متم هنوز هم ادامه داره و هر روز چیزهای بیشتر و بهتر یاد میگیرم کلی از عکس هام مونده که امروز میخوام بذارم کاردستی کلاس زبانمه باغ بابا جونم؛ چقدر دوست دارم از این sun flower ها هنوز هوا خوب بود، پارک می رفتیم اولین روزی که دارم خودم از این sharpner ام استفاده میکنم پازل مکعبی؛ خودم کن...
26 دی 1396

تولد بابایی جونم

جمعه تولد بابایی بود خیلی خوش گذشت کلی به مامانی کمک کردم بابایی جونم تولدت مبارک انشالله صد و بیست ساله بشی امسال اینو میخوندم و دست میزدم کیک تولد بابایی؛ هنر مامانی خودمه من و بابایی جونم من و داداشی جونم بابایی دوستت دارم سورپرایز بابایی واسه مامی جونم دیشب؛ یهویی ...
8 آبان 1396